محمد الريشهري

12

ميزان الحكمة

گاه فرصتى دست مى داد ، در كنار تدريس ومطالعه وتحقيق ، كار فرآهم آوردن اين كتاب را پى مى گرفتم وتقريبا تمامى أيام تعطيلات تابستانى را به انجام اين كار اختصاص داده بودم . در آغاز كا تقريبا به تمامى رواياتى كه در مجلدات " بحار الأنوار " آمده است مراجعه وهمهء نكات مورد نظر را يادداشت كردم . اين كار دو تا سه سال ادامه يافت . بعد از آن كه نكات يادداشت شده را به صورت الفبايى مرتب نمودم بار ديگر به متون ومنابع مراجعه وشروع به دسته بندى أحاديث بر أساس موضوع ومحتوا كردم نمى توانم اين تلاش چقدر طول كشيد ، اما سختى ومشقتى را كه متحمل شدم تا اين كار با موفقيت پايان پذيرفت ، از ياد نمى بردم . ضمن كار در اين كتاب به نكاتى چند برخوردم كه در خور درنگ وتأمل است : الف - فراوانى روايات تكرارى در بحار الأنوار در آن زمان به نظر مى رسيد كه چنانچه روايات تكرارى از بحار حذف شود ممكن است ، از مجموع يكصد وده جلد چاپ جديد ، بيست جلد آن كم شود ، زيرا افزون بر وجود أحاديث فراوانى كه به لحاظ متن همگون وتكرارى هستند ، به أحاديث متعددى برخوردم كه هم متن وهم سند آنها تكرارى بود . ب - كاستى چشمگير در موضوعات كتاب بحار الأنوار با آن كه هدف مؤلف كتاب بحار - رضوان الله تعالى عليه - اين بوده است كه همهء أحاديث را - از صحيح وضعيف - گرد آورد ، وبه رغم تكرار بسيارى از أحاديث ، با اين حال كاستى موجود در أبواب كتاب به گونه اى است كه بسيارى از أحاديث مربوط به يك باب را در أبواب ديگر مى يابيم . براي نمونه ، شمار احاديثى كه در فصل " أدب " آمده هشت تاست اما احاديثى كه از همين موضوع أدب ، در ديگر أبواب ومجلدات بحار وغير بحار آمده يكصدوبيست وپنج حديث است ، چنان كه در مجموعهء ميزان الحكمة ملاحظه مى فرماييد . زماني كه سرگرم بازبينى وپرداخت نهايى كتاب بودم اين انديشه در ذهنم گذشت كه به منابعى كه مؤلف كتاب بحار به آنها اعتماد كرده ودر اختيار ماست ، مراجعه كنم . با مطالعهء برخى از اين منابع متوجه شدم نويسندهء بحار بسيارى از أحاديث را كه با فصلهاى گوناگون اين كتاب همخوانى دارد وبه بررسى مسائل